رضا قليخان هدايت

1184

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در مدح سيد على بن جعفر قدامه موسوى جهان جوان شد ازين نوبهار تازه‌جوان * بدان جوان نگر و تازه‌دار جان و روان اگر ز برف سر كوه بود چون سر پير * ز عكس لاله سر پير شد چو روى جوان چو پيل‌پيل كه از رود نيل برگذرد * پديد شد ز هوا پاره‌پاره ابر روان ز رنج رفتن اگر خوى نكرده است چراست * چو قطره‌قطرهء خوى قطره‌قطرهء باران ميان سبزهء سيراب جوى پندارى * ز رود نيل گذشته است موسى عمران بنفشهء طبرى را نگر به‌طرف چمن * چو پشت عاشق و زلف شكستهء جانان ز بس‌كه بر سر بستان گريست ديدهء ابر * بخنده لاله و گل باز كرده‌اند دهان از آن قبل كه صلاح دهن زد ندانست * سرشك ابر نهد در دهانشان دندان ز جنس جنس جواهر ز نوع‌نوع طرف * خزانهء ملكان شد ميانهء بستان بهشت و روضهء رضوان همى ثنا گويند * برين بهشت و براين روضه و برين رضوان ز عشق و مى نتوان داشت دست‌ودل خالى * كنون كه بلبل عاشق همىزند دستان ز دست آنكه گل و لاله‌روى و عارض اوست * به روى لاله‌ستان باده‌يى چو لاله‌ستان